" سفیر عشق "
.:: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ::.

ایران در ماه محرم و عاشورا در ایران

دين - برای ما ایرانیان عاشورا از یک مراسم مذهبی به یک سنت بدل شده است و بسی فراتر از آن در نهاد ایرانیان جای گرفته است.

تاریخ اسلام همواره شاهد وقایع مهم و تاثیرگدار بوده است. از زمان رسول اکرم (ص) که آغاز تاریخ اسلامی است تا امروز، سنت اسلامی فراز و نشیبهای بسیاری را پشت سر گذارده است و از این پس نیز این تاریخ خالی از حادثه نحواهد بود؛ چه سنگ محک تاریخ همین اتفاقات بزرگ و کوچک است.

اما جایگاه واقعه عاشورا در صحرای کربلا در مذهب تشیع نقطه عطفی است و به زعم بسیاری از علمای شیعه با همین حادثه بود که سنت پیامبر و اسلام محمدی از دست طالبان قدرت و حکومت در امان ماند. گرایشهای تفسیری بعد از رسول الله چنان نیرومند پیش می رفت که احتمال هر گونه تحریف و دست بردی بر نص کلام خدا و سنت رسولش وجود داشت.

اما اهل بیت آن حضرت و تاریخ رشادت های علی (ع) برای حفظ سنت پیامبر مانع از پاک شدن لوح دل و ذهن مسلمانان از کلام رسول می شد و نقطه اوج این رشادتها و آزادگی ها را می توان در صحرای کربلا مشاهده کرد. جنبش انقلابی امام حسین (ع) باعث شد تا تراژدی کربلا در تاریخ اسلام ثبت شود و برای قرنها بعد از آن واقعه همچنان سرمشق و سرلوحه ی دوستداران آزادی و آزادگی در سراسر تاریخ اسلام باشد.

 به هر رو قیام امام حسین تنها برای اهل تشیع درس و عبرت نیست بلکه اتفاقات آن واقعه بصورتی در تاریخ رقم خورده اند که هر انسان آزادی را با هر دین و مسلکی وادار به تحسین می کند. این اتفاق بزرگ بصورت روانی احساس همدردی انسانها را زنده می کند، چرا که گرایش بشر همیشه به سمت مظلوم و دفاع از حق بوده است. حال این حق می تواند در موضع اقلیت قرار بگیرد و یا در جایگاه اکثریتی که به دست اقلیت حاکم، محکوم به مظلوم واقع شدن می شوند.

در هر دو صورت گرایش فطری انسانها به سمت همدردی با مظلوم است. امام حسین و اهل بیتش نیز بیش از هر کس در تاریخ اسلام در جایگاه مظلومیت قرار دارند، اما مظلومانی که برای ازادی و هدف والایشان تن به قبول زلت نداده و جانشان را در راه ازادی کف دست می گیرند.

این واقعه بیش از هر چیز و بیش از هر تاثیری در میان شیعیان مورد ستایش قرار گرفته و به عنوان اسطوره  و نماد ازادی پذیرفته شده است و سرمشقی است برای زندگی دنیوی شیعیان. اما مهمترین تاثیر عاشورا را باید در وحدت بخشی ان دانست، آنجا که هر ساله شیعیان در دهه اول ماه محرم گرد هم می آیند تا یاد جوانمردی و رشادت آن حضرت و یارانش را زنده نگاه دارند و هر جای دنیا که مسلمانی باشد و شیعه ای زندگی کند، لباس سیاه عزای حسین را می توان دید.

برای ما ایرانیان عاشورا از یک مراسم مذهبی به یک سنت بدل شده است و بسی فراتر از آن در نهاد ایرانیان جای گرفته است. هر کودکی از همان دوران طفولیت که در آغوش دیگران به این مراسم میرود تا زمانیکه بزرگ تر شود و شوق حضور در این محفل را کودکانه پی گیرد و تا وقتیکه آنقدر بزرگ شود که فعالانه در این مراسم شرکت می کند، در تمام این سالها با عاشورا در ارتباط است. چنین تاثیری باعث می شود که هر نسل از ایرانیان با این واقعه بزرگ شوند و نسل بعد نیز همینگونه تربیت شود.

جالب اینجاست که کودک دین و مسلک نمی شناسد و هر فردی با هر دینی که در ایران زندگی می کند خاطرات دوران کودکیش از محرم خالی نیست. نمادهای این ماه را به خوبی می شناسیم و کم پیدا می شوند کسانی که به این نمادها احترام نگذارند. تکایا و دسته ها، مراسم سینه زنی و زنجیر زنی، بیرق و تبل و دهل، همه و همه نمادهایی است که دیدنشان مارا به یاد محرم و عاشورای حسینی می اندازد.

اما در این میان هستند نمادهایی که از سوی علما و فقها برپایی آنها تحریم شده است و در این سالها و بخاطر وجود حکومت اسلامی در ایران از برپایی آنها جلوگیری شده است، برای مثال قمه زنی و مراسم مشابه اینچنینی در هیچ جای تاریخ اسلام توصیه نشده اند و جزء حرکتهای افراطی است در راه آزادمردی چون حسین بن علی، و یا برخی بزرگ نمایی ها در اصل واقعه که انسان را از هدف عاشورا دور می سازد و به ورطه ی بدعت فرومی اندازد.

در سالهای گذشته برخی از علمای بزرگ در برابر چنین حرکتهایی ایستادند و آن را نفی کردند، مانند استاد شهید مطهری و دکتر علی شریعتی که به حق مروج هدف اصلی امام حسین و یارانش بودند و تفسیری مطابق با وضع موجود جامعه ارائه می کردند تا عاشورا بیش از پیش با زوایای روزمره زندگی ما اجین شود و از حوزه ی تاثیرگذاری تاریخی بیرون آید و به تمام شئون زندگی راه یابد.

تاثیرگذاری عاشورا را در تمام شئون فرهنگی و اجتماعی ایرانی_اسلامی می توان پیگیری کرد. برای مثال در حوزه ی ادبیات، سبکی در نوحه سرایی و مدح ائمه پیدا شد که مفاخر بزرگ ادب پارسی، که در این سبک طبع ازمایی کرده اند کم نبوده اند و نوعی ادای دین محسوب می شده است برای بسیاری از شعرا، در حق قیام عاشورا.

از سوی دیگر در ادبیات نمایشی مواجه هستیم با تعزیه که برای به نمایش در آوردن مظلومیت کاروان امام حسین استفاده می شود و کم نیستند زمینه های دیگری که تحت تاثیر واقعه عاشورا قرار گرفته اند. تمام این جریانها فارغ از تعلق خاطر دینی نوعی مکتب اخلاقی و منش سیاسی برای ایرانیان بوده است، درس ازادگی، پایبندی به اصول و زیر بار زور نرفتن نمونه های از این اصول اخلاقی هستند و تاریخ ما سرشار از این الگو برداریهاست و بخوبی می توان ریشه های این دست جریانات سیاسی و اجتماعی را در واقعه عاشورا پیگیری کرد.

واقعه عاشورا به هر صورت با دولتی شدن مغایرت دارد، چه این جریانات در له و چه بر علیه آن باشد. وقتی که می گوئیم عاشورا با نهاد مردم عجین شده است به این معناست که محرم بصورت خودجوش و با همت مردم کوچه و بازار برپا می شود و حتی مخالفت های سیاسی گذشتگان برای ممانعت از برپایی این مراسم به جایی نرسید و تحت هر شرایطی هر سال این مراسم برگذار می شده است.

در مقابل وقتی که اختیار را از مردم بگیریم و به سمت دولتی شدن آن پیش رویم باز هم با نوعی مقابله از سوی مردم مواجه می شویم، البته اینکه ایا این تحلیل چقدر درست است یا نه، باید قضاوت را به مردم بگذاریم.

چه تا زمانیکه امور هیئت ها به دست مردم هر محله بود و هر کسی برای ادای نظر خویش گوشه ای از کار هیئت را بعهده می گرفت حضور پررنگ مردم را به عنوان بانیان مراسم امام حسین شاهد بودیم تا اینکه دولت بیاید و بانیِ تمام امور شود و نقش مردم را تنها به عنوان شرکت کننده تغییر دهد.

در اینصورت باز هم مردم بصورت ناخودآگاه مقاومت می کنند و در پی اجرای وظایف حداکثری خود هستند. هرچند که یکی از تفسیرهای اساسی قیام عاشورا تفسیر سیاسی حرکت امام حسین است اما استفاده سیاسی از این مراسم به هیچ رو مورد اقبال مردم واقع نمی شود.

امام حسین بر علیه حکومت وقت قیام کرده بود و در پی احقاق حق امت اسلامی بود، به همین دلیل نمی توان از موضع حکومت و برای منافع سیاسی از این مراسم استفاده کرد، هرچند که حکومت حکومتی در مسیر اسلام و قیام عاشورا باشد باز هم نمی تواند از جایگاه قدرت به تبلیغ واقعه ای بپردازد که اساسا در جایگاه مقابل قدرت قرار می گیرد.

باید اختیار را بدست مردم بسپاریم تا قدر و منظلت قیام عاشورا هر چه بیشتر نگاه داشته شود و حضور مردم را به عنوان پدران و مادران نسلهای بعدی پررنگ تر کنیم تا کودکان نسل بعد نیز خاطرات بسیاری از کودکی و عاشورا داشته باشند و در اینده شاهد برپایی این مجالس بدست نسلهای بعدی باشیم و نقش مردم را در این رابطه پررنگ کنیم.

ستودن شخصیت امام حسین نه تنها بخاطر جایگاه دینی و موقعیت اسلامی آن حضرت است که علاوه بر اینها باید به پس پشت اینها نیز نگاه کرد و این روحیه آزادگی و آزادمردی آن حضرت است که این خصایص در هر دین و مذهب و آئینی و در هر زمان و مکانی ستودنی است و بزرگداشته می شود.+

منبع ==>  http://www.khabaronline.ir/news-32409.aspx




[ یک شنبه 13 آذر 1390  ] [ 11:54 ب.ظ ] [ قدرت الله توکلی ]
نظرات 0

 

سرانجام کشندگان (قاتلان) امام حسین (ع) و یارانش چه شد ؟

 

 

 

حرمله ابن كاهل اسدى:

وى يكى از سران جنايتكار سپاه شام بود كه با بی‏رحمى تمام به‏ قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشيد و با جنايات خود، روى ‏جنايتكاران تاريخ را سفيد كرد.

او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى يقين كرد كه كشته می ‏شود چنين لب به سخن گشود:

اى امير! در كربلا سه تير سه شاخه داشتم كه آن‏ها را با زهر آميخته كرده بودم. با يكى از آن‏ها گلوى على اصغر را كه در آغوش پدرش بود. دريدم. با دومى هنگامى كه امام‏ حسين(ع)پيراهنش را بالا زد تا خون پيشانی اش را پاك سازد . قلبش‏را نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع) را كه ‏دركنار عمويش بود شكافتم.

مختار كه جنايات حرمله را از زبان خودش شنيده بود تصميم گرفت‏ كه او را به سخت ‏ترين شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگی ‏مجازات او حديث زير را می ‏خوانيم:

«منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، می ‏گويد: براى انجام‏ حج‏به مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حج‏به مدينه رفته به حضور امام سجاد(ع) شرفياب شدم. حضرت پرسيد: حرمله بن كاهل اسدى چه‏كار می ‏كند؟

گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دست‏هاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقه‏حر الحديد، اللهم اذقه حر النار» ; خدايا! داغى آهن را به اوبچشان. خدايا! داغى آتش را به او بچشان.

به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به ديدار مختار شتافتم. او را در بيرون خانه‏ اش ‏ملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زير پرچم مانمى ‏آيى و به ما تبريك نمی ‏گويى و در قيام ما شركت نمی ‏كنى؟

گفتم: به مكه رفته بودم. با هم گرم صحبت ‏شديم تا به ميدان ‏«كناسه‏» كوفه رسيديم. در آن‏جا مختار توقف كرد. فهميدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: ای ‏امير! بشارت باد كه حرمله دستگير شد. سپس ديدم چند نفر ديگر حرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با ديدن حرمله‏ گفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.

سپس فرياد زد: الجزار الجزار; (يعنى آى قطع كننده) جزار حاضر شد. مختار به او رو كرد و گفت: دست‏هاى حرمله را قطع‏ كن. او چنين كرد. آنگاه فرياد زد: پاهايش را نيز قطع كن. جزار چنين كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بياوريد. آتش بياوريد.

طولى نكشيد كه با جمع كردن نی‏ها آتشى شعله‏ ور شعله‏ هاى آتش ‏زبانه می ‏كشيد. حرمله را با دست و پاهاى بريده داخل آتش‏ افكندند.

با ديدن اين منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى من‏ پى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبيح گفتى؟!

گفتم: در سفر حج‏به محضر امام سجاد(ع)رسيدم. حضرت جوياى حال‏ حرمله شد. وقتى برايش گفتم كه او در كوفه زنده است، دست‏ به ‏آسمان بلند نموده، فرمود: خدايا داغى آهن و آتش را به او بچشان. اكنون شاهد به اجابت رسيدن دعاى امام هستم. مختار پرسيد: آيا به راستى اين سخن را از امام سجاد(ع)شنيدى؟ گفتم: آرى به خدا سوگند شنيدم. مختار از مركب خود به زير آمد و دو ركعت نماز بجا آورد و سجده‏ هاى طولانى انجام داد. آن‏گاه فرمود: على بن‏ الحسين(ع) نفرين‏ هايى كرد و خداوند نفرين‏هاى او را به دست‏ من اجرا نمود.

به نقل از سايت الشيعه


سوزاندن خولی

مختار به خولی گفت در کربلا چه کردی ؟ گفت : نزد علی بن حسین (ع) آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب (ع) را هم برداشتم . مختار گریه کرد و گفت او به تو چه گفت ؟ گفت : او به من گفت : خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد کند و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند مختار (ره) گفت : به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه (ع) را مستجاب خواهم کرد.

 

زجر کش کردن حصین و شرحبیل

مختار گفت : حمد خدای را که تو را به دستم رسانید ! بعد گوشتش را با قیچی برید تا مرد .

شرحبیل که در کربلا از پشت بر صورت امام حسین (ع) زد ، مختار دستور داد تا او را با آتش بسوزانیدند.

در دنیا و آخرت سیراب نشوی!

اما دونفر را دیدم که همیشه به دنیال سقاها بودند . آب آنها را تا آخر می نوشیدند اما سیر نمی شدند ؛ زیرا او امام را دیده بود که آبی را به دهانش نزدیک کرده و از آن می نوشیدند ، او به آن حضرت تیری انداختند ، امام فرمودند : ( خداوند در دنیا و آخرت تو را از آب سیراب نکند ) . پس مرد تشنه ، خود را در داخل فرات انداخت و آن قدر آب نوشید که به هلاکت رسید                       

  کتاب لهوف نوشته سید ابن طاووس

 

عاقبت شمر بن ذی الجوشن :


شمر ( لعنت الله علیه ) در روز عاشورا فرمانده جناح چپ میدان بود كه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ( ع) عبید اله سر امام حسین را همراه او به شام نزد یزید فرستاد و بعد از آن به كوفه بازگشت .

وی پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار كه فرماندهی چند گروه را بر عهده داشت از كوفه متواری شد . اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود . لذا ابوعمره كه از یاران صمیمی مختار بود و كینه قاتلان امام حسین ( ع) را در دل داشت ، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد . وی شمر را در یكی از روستاهای بصره یافت . ابوعمره طی یك درگیری شمر را زخمی كرد و سپس به اسارت در آورد . او را نزد مختار آوردند .مختار دستور داد او را گردن زده و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دهند و سر شمر را با پای لگد کوب کنند.

 

عاقبت عبید الله بن زیاد :

عبید اله بن زیاد را كه ابن مرجانه  نیز می گویند ( زیرا نام مادرش كنیزی زناكار و مجوسی به نام مرجانه بود ) او والی كوفه در زمان حادثه عاشورا بود كه شهادت امام حسین ( ع) و یارانش به دستور او صورت گرفت مختار نیروهایش را آماده كرد و فرماندهی آن را به ابراهیم بن مالك اشتر داد . ابراهیم با شجاعتی كه داشت ، لشگر  ابن زیاد را متواری ساخت و تعدادی از فرماندهان و سربازان او را به هلاكت رساند . تا سرنجام به سراغ عبید اله ابن زیاد رفته وبا ضربت شمشیر او را دو نیم ساخت و سر بریده اش را برای مختار هدیه آورد و جسد آن خبیث را در آتش سوزاندند.


عاقبت عمر سعد :

مختار در آن روزهایی كه دست به انتقام خون شهدای كربلا زد ، نسبت به عمر سعد بیش از همه حساس بود . از طرفی قبلاً به خاطر مصالحی امان نامه ای به عمر سعد داده بود و از طرف دیگر عمر سعد هم بهانه ای به دست مختار نمی داد تا در شورش علیه مختار شریك نباشد و لذا مجازات وی به تاخیر افتاده . هنگامی كه عمر سعد متوجه شد كه مختار در صدد دستگیری و مجازات اوست یك شب از كوفه پا به فرار گذاشت . مختار متوجه ماجرا شد ، لذا خوشحال شده و این حادثه را بهانه ای برای نقص پیمان بشمار آورد . از این رو كسی را به دنبال فرزند عمر سعد یعنی حفص فرستاد . از وی پرسید پدرت كجاست ؟ گفت در منزل خود است . مختار ابوعمره را مامور جلب عمر سعد كرد ، وی نیز فوراً اطاعت كرده و عمر سعد را برای مختار جلب كرد . عمر سعد قصد نبرد داشت كه ابوعمره فرصت نداد وشمشیر خود را بر فرق عمر سعد شد و او را به درک واصل کرد و سر از بدنش جدا کرده و برای مختار آورد. مختار رو به حفص كرد و گفت آیا این سر را می شناسی ؟ گفت : این سر پدرم است . سپس مختار دستور داد حفص را هم به پدرش ملحق كنند كه سر وی را جدا كرده ، كنار سر پدرش نهادند .

 

عاقبت سایر جنایتكاران :


انتقام از جنایتكاران قیام عاشورا عموماً به دست مختار و اطرافیانش صورت گرفت . به عنوان نمونه اولین گروهی كه مختار از آنها انتقام گرفت ، كسانی بودند كه با اسب بر بدن امام حسین ( ع) تاخته بودند . مختار دستور داد آنها را دستگیر كرده ، آوردند . سپس آنها را به پشت خوابانده،دست و پاهایشان را به زمین میخکوب کرد،آنگاه دستور داد که اسب بر بدن آنها تاختند تا پیکرهای آنان سرکوب شد و بعدا آنان را سوزاندند. اما عاقبت حرمله بن كاهل اسدی ( لعنت اله علیه ) كه طفل شش ماهه را به شهادت رسانده بود . چون حرمله را آوردند مختار دستور داد دستهای او را قطع کنند و بعد از آن پاهایش را و بدن او را در آتش انداختند و وی را زنده زنده به هلکت رساندند.

یكی دیگر از جنایتكاران سنان بن انس نیز از كوفه به بصره گریخت . طرفداران مختار خانه او را ویران كردند و در اطراف بصره كمین كردند تا او را دستگیر كنند . روزی انس از بصره بسوی قادسیه در حركت بود . نیروهای مختار بر وی یورش برده و او را بین عذیب و قادسیه دستگیر كردند .نخست انگشتان او را بریدند،سپس دستها و چاهایش را قطع کردند.آنگاه در دیگ روغن زیتون که جوشیده بود انداختند. چرا كه سنان سینه حضرت را نشانه رفته بود و بنابر قولی تیری بر گلوی آن حضرت زده و بدن ایشان را با نیزه سوراخ كرده بود .

و خولی بن یزید اصبحی نیز در خانه خویش مخفی گشته بود . نیروهای اطلاعاتی مختار ، جایگاه او را گزارش داده و ماموران گشتی وارد خانه او شده . زن خولی به نام نوار كه مخالف او بود و وی را در شهادت امام حسین ( ع) توبیخ می كرد در خانه بود . از او خواستند تا جایگاه خولی را نشان دهد . نوار گفت نمی دانم ، ولی با دستش به مخفیگاه شوهرش اشاره كرد  .  ماموران خولی را پیدا كرده و بدنش را به آتش کشیدند. 

یه باد داشته باشید که ستمکاران و جنایتکاران نه تنها در آخرت بلکه در

 همین جهان هم روز خوش نخواهند دید .

 

منبع ==» : http://www.ir-persia.blogfa.com/post-100.aspx




[ یک شنبه 13 آذر 1390  ] [ 11:28 ب.ظ ] [ قدرت الله توکلی ]
درباره وبلاگ

هدف از ایجاد این وبلاگ پرداختن به مسائل مطرحِ فرهنگی ،اجتماعی، سیاسی،اقتصادی، علمی و … است ، و به آرای بازدید کنندگان محترم(در صورت رعایت اصل احترام متقابل)ارج نهاده و برای آن احترام قائلم، کما اینکه از دوستان بازدید کننده انتظار دارم که از پیشنهادات و انتقادات سازنده خود جهت پیشبرد اهداف وبلاگ دریغ نورزند. با تشکر مدیریت وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 9415 نفر
كل مطالب : 2 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 12 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 14 آذر 1390 
امکانات وب
:. چت با مديريت .: